پر از غبار غم بود
نظرات شما عزیزان:
[ یک شنبه 6 فروردين 1391برچسب:, ] [ 9:21 ] [ hossein habibazar ]
[ نظر بدهید
]
آخرین مطالبلینک دوستانپیوندها
|
ديدم دلم گرفته!
هواي گريه دارم
تو اين غروب غمگين
دور از رفيق و يارم
ديدم دلم گرفته
دنيا به اين شلوغي
اين همه آدم اما
من كسي رو ندارم
ديدم غروبه اما
نه مثل هر غروبي
پهناي آسمونو
هرگز نديده بودم
از غم به اين شلوغي
ديدم كه جاده خسته س
از اين كه عمري بسته س
اونم تمام حر فاش
يا از هجوم بارون
يا از پلي شكسته س
اونم تمام راه هاش
يا انتها نداره
يا در ميو نه بسته س
من و غروب و جاده
رفتيم تا بي نهايت
از دست دوري راه
يكي نداشت شكايت
گم شديم از غريبي
من و غروب و جاده
از بس هوا گرفته
از بس كه غم زياده
پر از غبار غم بود
هر جا نگاه مي كردي
كي داشت خبر كه يك روز
ميري كه بر نگردي نظرات شما عزیزان:
|
درباره وبلاگ![]() نویسندگانآرشیو موضوعیآرشیو ماهانهلینک های ویژهدیگر امکانات
|